چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

..وباز هم محرم

.....و باز هم محرم..

امسال محرم برام یه جوره دیگه است..یه رنگ دیگه است..رنگ محرم همیشه برام سیاه بود اما به نظر من محرم رنگ ندارد ..هیچ رنگی..

اگر رفته باشی کربلا ..اگر رفته باشی خیمه گاه.. و با تمام وجود صدای ناله های طفلان امام حسین رو از در و دیوار اونجا شنیده باشی ...خیمه عباس و زینب رو دیده باشی ..تو هم میفهمی محرم رنگ ندارد ..

اگر فرات رو دیده باشی..و عظمت و پر آبی اونو درک کرده باشی...آن وقت میفهمی کنار نهر آب سر تشنه بریدن به چه معناست...آن وقت است که جان دادن هم برای لبان تشنه فرزندان امام حسین کم است........

یا حسین... پارسال شب تاسوعا... در راه زیارت فرزند رئوفتون امام رضا...تمام مسیر تهران تا مشهد رو اشک ریختم و ازتون میخواستم به من عنایتی کنید تا من هم طعم شیرین مادر بودن رو بچشم...

...و اما امسال.....

گرچه که من هنوز مادر نشدم ..اما دلم کربلایی شد...روحم کربلایی شد..و جانم به فدای حسین و عباس و زینب و..........

و امسال باز هم شب تاسوعا..باز هم مشهد..باز هم اشک و گریه و ناله..باز هم التماس برای پاک شدن..التماس برای مادر شدن..التماس برای..........

 

 

  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥
تگ ها :



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.