چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

انتظار 1

سلام عزیزکم

امروز آخرین روزیه که آمپول داشتم...شنبه رفتم دکتر و گفت همه چیزت خوبه و فقط سایز فولیکولهات باید بزرگتر بشه یعنی سایزشون 14-15 بود که باید بشه 18 به خاطر همین 12 تای دیگه گونال داد یعنی روزی 3تا..این دوره به خاطر تو 40 تا گونال زدم...پدرم در اومد..ولی به خاطر اومدن تو هر کاری میکنم...جمعه 8 صبح وقت پانکچر دارم..فردا هم یک ازمایش خون باید بدم واسه اینکه دکتر گفت بفهمیم میتونیم تو این سیکل انتقال بدیم یا نه...امیدوارم که جوابش خوب باشه و تو همین دوره انتقال بدن

چند شب پیش خوابتو دیدم مامانی..با هم تو صحن امام رضا بودیم و تو همش شیطونی میکردی منم بغلت کردم و چسبوندمت به خودم ..نمیدونی چه حس خوبی بود...رفته بودم مشهد تا از امام رضا تشکر کنم به خاطر اینکه تورو به من دادن.....

بی صیبرانه منتظر اومدنت هستم عزیزم

  
نویسنده : آرام ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩
تگ ها :

روزشمار عید 91

سلام گلم..عیدت مبارک...امیدوارم امسال دیگه بیای پیشم

...امسال عید جالبی داشتیم...

26 اسفند تا 29 اسفند... کیش بودیم..هتل 5 ستاره ارم ...از هتل چی بگم که وقتی وارد شدیم من شک کردم که 5 ستاره باشه و از رسیپشن پرسیدم ببخشید اقا اینجا چند ستاره است؟؟؟؟؟؟؟ و یارو کلی ناراحت شد و با عصبانیت گفت خانوم 5 ستاره است..منم پوزخند زدم بهش و تو دلم گفتم اینجا با این لابی و رستوران و نحوه برخورد پرسنل در حد 3 ستاره هم نیست...من و باباییت امیدمون به اتاقش بود و دعا میکردیم که اتاقش تمیز و مرتب باشه که اتاقش واقعا بد نبود...بزرگ و تمیز بود..خلاصه 4 روز و 3 شب در کیش بودیم و از هوای بی نظیرش استفاده کردیم..خیلی خوب بود..البته بگم در هر لحظه و هر مکان جای خالی تورو حس میکردم و بغض گلومو فشار میداد ولی واسه اینکه باباییت ناراحت نشه سریع بغضمو قورت می دادم.....

1 فروردین... لحظه سال تحویل در حال خواندن قرآن بودم و اشکام از چشمام سرازیر..واسه همه دوستانم دعا کردم...ظهر با ماشین به طرف اصفهان راه افتادیم ..اصفهان هم که همه اش به دید و بازدید قوم شوهر بودیم و نتونستیم جایی برای تفریح و گردش بریم..بیچاره بابایی که هر از چند گاهی مورد حمله غرغر های من قرار میگرفت ...بالاخره 6 ام به تهران برگشتیم

7فروردین...پرواز به سمت مشهد...بهترین جای دنیا ..حرم امام رضا..فداشون بشم که هر چی دارم از امام رضا دارم...این عید یه روز ناهار مهمون آقا بودیم...اون پلو مرغ ساده رو با هیچ غذای دیگه ای نمیشه مقایسه کرد..ایشالا نصیب همه بشه...روز 13 هم برگشتیم تهران

7فروردین...شروع آمپولهای سوپرفکت..روزی 50 واحد

18 فروردین...شروع آمپولهای گونال اف..روزی 4 تا

فردا هم یعنی 23 فروردین نوبت سونو دارم

گل نازم ..ازت خواهش میکنم این دفعه بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا..خواهش میکنم...من بی صبرانه منتظرتم 

  
نویسنده : آرام ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢
تگ ها :



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.