چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

درد و دل

سلام فرشته های نازم...میدونین دیگه چند ماه گذشت از آسمونی شدنتون...بعضی وقتا بهتون حسودیم میشه چون شما مستقیم رفتین بهشت... بدون هیچ بازخواستی..همه اهالیه آسمون براتون صف کشیدن و بهتون خوشامد گفتن...

عشقای مامان اونجا چه میکنین؟برای مامان دلشکستتون دعا میکنین؟برای بابای مهربونتون چی؟ما خیلی محتاجیم به دعا...

این روزها روزایی بود که سالها منتظرش بودم ..دی ماه 1391...شما تو این روزا باید در آغوشم میبودین ...ولی حیف و صد حیف که من لایق شما فرشته ها نبودم..شما یکی رو میخواستین از جنس خودتون ..برام دعا کنین خدا منو ببخشه

خدای مهربونم من ایمان دارم به رحمتت..چرا که نا امیدی از رحمتت عین کفره...من ایمان دارم به اینکه به زودیه زود برام معجزه میکنی...من ایمان دارم به اینکه روزهای شاد ما هم فرا میرسند...خدایا من برای اون لحظه که دوباره بهم فرشته ای بدی ثانیه شماری میکنم ولی این دفعه فرشتمو به من ببخش قول میدم امانت دار خوبی باشم قول میدم در راه خودت تربیتش کنم ..خدااااااااا  به این ماه پر برکت ربیع  قسم قول میدم طوری تربیتش کنم که برامون باقیات صالحات باشه..خدایا میدونم بدم ولی به من رحم کن و فرصتی دوباره بهم بده...فرصت مادر شدن..خدایا از خودت میخوام که کمک کنی و فرزندی از وجود خودم و شوهرم بهمون عنایت کنی...

خدای من تویی خالق و منم مخلوق...خدای من تویی عظیم و منم حقیر و ناچیز..مولای من تویی آمرزنده و منم گناهکار..مولای یا مولای... به من رحم کن..رحم کن

 

مَوْلایَ یا مَوْلایَ ، اَنْتَ الْمَوْلی وَ اَنَا الْعَبْدُ ، وَ هَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ الاَّ الْمَوْلی

مَوْلایَ یا مَوْلایَ ، اَنْتَ الْعَزیزُ وَ اَنَا الذَّلیلُ ، وَ هَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ الاَّ الْعَزیزُ

مَوْلایَ یا مَوْلایَ ، اَنْتَ الْرّحْمنُ وَ اَنَا الْمَرْحُومُ ، وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْحُومَ الاَّ الْرَّحْمنُ

  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٧
تگ ها :

باز هم خدا........

توکل یعنی اجازه دادن به خداوند
که خودش تصمیم بگیرد!
تو فقط بخواه و آرزو کن
اما پیشاپیش شاد باش!
و ایمان داشته باش که رویاهایت
هم چون بارانی در حال فرو ریختنند!
... پیشاپیش شاد باش و شکر گذار
چرا که خداوند نه به قدر رویاها
بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که می بخشد!
 
×××××××××××××××××

آمـــوختــــم که خــــدا عشـــــق اســـت و عشـــــق تنـــــها خــــداســــــت،آم...ـــــوختم کــــه وقتــــی نــــا امیــــد میشــــوم خــــدا بــــا تمـــــام عظـــــمتش عاشقـــــانه انتــــظار می کــــشد تـــــا دوبــــاره به رحــــمتش امیــــدوار شــــوم آمــــوختـــــم زنـــدگــــی سخــــت اســــت ولی مــــن از او ســــر سخــــت تـــرم چـــــون خــــدایی را دارم که مــــرا دوســــت دارد و مــــراقــــب مــــن اســـت.

×××××××××××××××××

هرگاه به صدای خدا در قلبت گوش کنی،به آرامشی محض و شگفت انگیز می رسی.به آرامشی بسیار بسیار عمیق و ژرف.او زیباترین سخنان را در گوش تو با تو می گوید.او همیشه به تو وعده های زیبا و نیکو می دهد.او با حرفهایش به تو قدرتی عظیم می بخشد.این صداست که صدای خداست

×××××××××××××××

 

خدایـــــــــــــا !
ممــنونم ازت بابــت خیــلی چــیزا ...
یه چــیزایی که زیــاد بهش فــکر نمیکنــیم
  مثلاً به بیــمارستان هایی که پــر از مریـض هــستو ما جزوه اونا نیــستیم
  مــثلاً به همــین خــونه ایی که میــدونیم فــرداهم هــست و آواره ی خــیابونا نمــیشیم
  مــثلاً به ایــنکه صــبح و ظــهر و شــب سیر از پــای ســفره بلند شــدیم
  خــــــــــدایا از ایــن مــــثلاً ها خیــــــــــلی زیاده خیـــــــــــلی
  خــــدایا بــی انــصافیه مــنو بــبخش اگــر گــاهی ....
نــه حــتما بعــضی اوقــات خــیلی خــیلی بــی انــصاف میــشم...

×××××××××××××××

 

غصه اگر هست، بگو تا باشد!
معنی خوشبختی،بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم، این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه!
میوه یک باغند, همه را با هم و با عشق بچین ...
ولی از یاد مبر؛
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند؛
که خدا هست،
تا خدا هست چرا غصه؟! چرا؟!؟

××××××××××××××

زندگی باور می خواهد
آن هم از جنس امید،
که اگر سختی راه
به تو یک سیلی زد،
یک امید از ته قلب به توگوید
که خدا هست هنوز

  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٧
تگ ها :

خدا

خدای من..خدای مهربونم..به دلم افتاده میخوای دعوتم کنی..مگه نه؟ خدا جونم میشه منو به خونت راه بدی؟؟؟؟

بی صبرانه منتظر جواب قرعه کشی حج عمره دانشجویی هستم..دوستان برام دعا کنین اسمم در بیاد..به این سفر خیلی احتیاج دارم

بعد نوشت:بچه ها فردا قرعه کشیه..امروز کلی گریه کردم و از خدا خواستم منو بطلبه..راستش خیلی امید ندارم چون 270 هزار نفر شرکت کردن و فقط 15هزار نفر میخوان ):

××××××نشد که نشد...لیاقتشو نداشتم..باید برم بمیرم ):

  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳
تگ ها :



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.