چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

دلم هواتونو کرده دسته گلای مامان

امشب دلم میخواد درد و دل کنم منو ببخشید...

یاد اون شب کذایی تو بیمارستان افتادم که تا صبح از درد جیغ زدم من تو این اتاق بودم

و یه دختره دیگه اتاق بغلی...من جیغ میزدم و اشک میریختم هیچ کس دورو برم نبود

فقط من بودم که ملحفه زیرم رو چنگ می انداختم و خون همه تخت رو گرفته بود... تنها

 بودم تنهای تنها...ولی همه ماماها دور اون دختر اتاق بغلی بودن بعد ازچند ساعت

صدای ضعیف گریه یه بچه اومد و اون دختر شروع کرد بلند خندیدن ..درداش تموم شد

بچشو گرفت بغلش ...دیگه تنها صدایی که همه جا میپیچید صدای ناله های بلند من و

گریه های اون بچه بود..خدای من چرا زمان نمیگذشت چرا صبح نمیشد ..درد هر لحظه

 بیشتر و بیشتر میشد ولی خبری از زایمان نبود ..دختر ملوسم دلش نمیخواست تنهام

بذاره ..دیگه صبح شده بود و من جونی برام نمونده بود گلوم درد میکرد بس که جیغ

زدم ..من خیلی صبورم ولی نمیتونستم اون درد وحشتناک رو تحمل کنم...التماس

 میکردم یکی به دادم برسه..دکتر اومد آمپول فشار در سرمم تزریق شد..دیگه نمیتونم

توضیح بدم که با چه وضعی دخترم به دنیا اومد...درد تمام شد...ولی بعد از دو سه

ساعت باز شروع شد و من باز هم جیغ کشیدم ..پسرمم رفت...دیگه همه چیز تمام

 شد...خدایا  بعد از دو روز از اون درد راحت شده بودم ..هیچی حالیم

نبود...میخندیدم...منتقل شدم به بخش...مامان بابا همسرم براردام همه اومدن دورم

همشون لبخند رو لبشون بود ولی میدیدم که هر کدومشون از درون اشک میریزن...من

خوشحال بودم چون دیگه درد نداشتم..شب راحت خوابم برد...نصفه های شب از خواب

 پریدم دست گذاشتم به شکمم...خدای من شکمم کو؟؟؟؟ خدای من بچه

هام؟؟؟؟بلند شدم نشستم..میخواستم از اون اتاق بیام بیرون اما سرم به دستم وصل

بود...سرمو فرو کردم تو بالش و نعره میزدم...میخواستم صدام در نیاد چون همه خواب

بودن...میخواستم بمیرم...دیگه اشکام بند نمیومد...صبح شد عشقم همسرم

اومد ...به جایی زل زده بود چشاش قرمز بود بغضش در حال ترکیدن بود..نگاهشو دنبال

کردم...شکمم...به شکم خالی ام زل زده بود...........

 

نمیدونم چرا امشب حالم بده..نمیدونم..

  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
تگ ها :

سلام

سلام دوستای گلم

میگم چقدر کیف داره وقتی از کنار اسماتون (مامان منتظر) رو حذف میکنم و با لبخندی که ناخوداگاه به لبم میاد مینویسم (مامان شد) و من امروز برای دو تا از دوستان عزیز وبلاگیم این کار رو کردم ....

منم از خودم بگم که انگیزه ای برای نوشتم ندارم به خاطر همین کمتر میام ولی امروز که فهمیدم مامان جدید داریم انگیزه پیدا کردم

از خودم بگم که تو این مدت داشتم رو پایان نامه ام کار میکردم و پس فردا یعنی 4شنبه 25 بهمن ساعت 9 صبح دفاع دارم و واقعا احتیاج دارم که برام دعا کنین

در سال جدید هم انشالا با توکل به خدا درمانم رو شروع میکنم ..تا ببینیم خدا چی میخواد ...

 

  
نویسنده : آرام ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
تگ ها :

دعای معراج

از رسول اکرم ( ص ) منقول است آن شبى که مرا به معراج بردند چون به مقام جبرئیل رسیدم گفتم یا جبرئیل این چه دعائى است که جمله فرشتگان مى خوانند؟ گفت یا محمد ص این همان دعایى است که از جانب حق به شما آوردم و خداى تعالى مى فرماید که هر که از آدم... تا خاتم این دعا را بخواند یا با خود دارد عزیز و مکرم گردد و حاجتش برآورده شود حق تعالى هیچ حجاب در میان او و خودش نگذارد و او را از جمیع بلایا محفوظ فرماید و اگر از آدم تا خاتم جمع شوند و جمیع دریاها مرکب گردد و آسمان و زمین کاغذ شود چندان نویسنده که همه فرشتگان مانده شوند و دریا خشک شود و آسمان و زمین تمام شود نمى تواند ثواب این دعا را بنویسند و از هزار یکى نوشته نشود و خواننده و دارنده این دعا را تنگى دست ندهد و تا روز اجل بستگى در کار وى نشود و در روز قیامت حساب را از وى بردارند و بى حساب داخل بهشت شود.
یا محمد دارنده و خواننده این دعا رستگارى یابد. هر کس در عمر خود این دعا را یک بار بخواند و اگر نتواند گوش بدهد یا با خود دارد چنان باشد که چهل هزار ختم قرآن کرده باشد و چهل هزار حج کرده باشد و چهل هزار گوسفند قربانى کرده و چهل هزار بنده آزاد کرده و چهل هزار مسکین را طعام داده و چهل هزار برهنه را پوشیده باشد و تورات موسى و انجیل عیسى و زبور داوود و فرقان محمد المصطفى صلى الله علیه و آله را خوانده باشد و اگر بیمار باشد چنانچه طبیبان از معالجه آن عاجز باشند چون این دعا را به آن بیمار دهند و بر بالین وى گذارند شفا یابد و اگر کسى قرض دار باشد و این دعا را بخواند حق تعالى دین او را ادا فرماید و اگر کسى کاهل نماز باشد این دعا را با خود دارد حق تعالى دل او را روشن گرداند حریض نماز شود و اگر زن دشوار زاید این دعا را بر آب خواند بخورد به آسانى بار نهد و اگر کسى را بسته باشند این دعا را بر موم گیرند و بر کمر وى بندند فى الحال گشاده گردد و اگر بخت دختر بسته باشد این دعا را بخواند یا با خود دارد بخت او گشاده شود و اگر کسى را به پاى دار برند این دعا را بر وى بخوانند و بدمند یا در نزد آن کس باشد هیچ ضررى به او نرسد و اگر جهت فرزند بخواند خداوند عالم پسرى به وى عطا فرماید و دارنده این دعا از گزند مار و عقرب و زبان بدگویان ایمن گردد.
خواننده و دارنده این دعا از درد گوش و دردسر و درد چشم و درد دل و جگر و فلج و لغوه و جمیع دردها ایمن گردد و هر کس این دعا را با خود به گرد برد حق سبحانه او را ببخشد و سکرات موت را بر وى آسان گرداند و از عذاب قبر و سوال نکیر و منکر ایمن گردد و روز جزا چهل هزار فرشته به استقبال وى برآیند تا داخل بهشت مى کنند و شرح این دعا بسیار بود اما مختصر کردیم تا ملال نگیرد بسیار مجرب است
ان شاء اللّه و اللّه اعلم بالصواب

بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَهُ المُستَنَدُ اجْعَلْ لی فَرَجًا و مَخْرجًا مِمّا اَنَا فیهِ وَاکْفِنی
 
فیهِ و اَعُوذُبِکَ بِسم اللهِ التّاماتِ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ یا رَحمانُ یا رحمانُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ
 
یا رَحیمُ  یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارئُ یا اَوَلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا
 
واهِبُ یا  وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بصیرُ یا غَفورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکورُ یا
 
عالِمُ یا عادِلُ یا کریمُ یا حلیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤُفُ یا وترُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا حَبیبُ یا
 
مُنیبُ یا رَقیبُ یا مُعیدُ یا حافِظ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مالِکُ یا باعثُ یا وارثُ یا رَحیمُ یا فاتِحُ یا
 
 فارجُ یا فاخِرُ یا مُعِزُّ یا مُذِّلُ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وکیلُ یا دَلیلُ یا
 
حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّارُ  یا غَفّارُ یا حنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفرانُ یا بُرهانُ یا سُبحانُ یا
 
مُستَعانُ یا سُلطانُ یا امینُ یا مؤمِنُ یا مُتَکَبِّرُیا شَکورُ یا عَزیزُ یا عَلِیُّ یا وَفیُّ یا زَکِیُّ یا
 
قَوِیُّ یا غَنِیُّ یا مُحِقُّ یا مُعطی یا اخِرُ یا احسَنَ الخالِقینَ یا خیرَ الرّازقینَ یا خیرَ الغافِرینَ
 
یا خیرَ المُحسِنینَ یا خیرَا  لنّاصرینَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ یا نورَ السماواتِ و الاَرضَ یا هادیَ
 
المُضِّلینَ یا دَلیلَ المُتَحیِّرینَ  یا خالِقَ کُلِّ شَی ءٍ یا فاطِرَ السَّماواتِ وَالاَرضِ یا هادیَ
 
 المُضِلّینَ یا مُفَتِّح الاَبوابِ یا مُسَبِّبَ  الاسبابِ یا رَفیعَ الدَّرجاتِ یا مُجیبَ الدَّعواتِ یا وَلِیَّ
 
الحَسَناتِ یا غافِرَ الخَطیئاتِ یا مُحیِیَ  الاَمواتِ یا ضاعِفَ الدَّرَجاتِ یا ضاعِفَ الحسناتِ یا
 
دافِعَ البَلِیّاتِ اللّهم احْفَظ صاحِبِ هذَا الدُّعاءِ مِنَ القَحطِ و الطّاعونِ و الزِّلزلَةِ وَ الفُجاةِ وَ
 
الوَباءِ وَ مِن شرِِّ الاَعداءِ و مِن شَرِّ الجِنِّ  و الاِ نسِ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلّا هُوَ الحَیُّ القَیّومُ وَ
 
بِحَقِّ کهیعص وَ بِحَقِّ حمعسق وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ  المُصطَفی وَ بِحَقِّ علیٍّ المُرتَضی وَ الائمةِ
 
الهُدی وَ بِحَقِّ اللَّوح وَ القَلَم وَ الکرسِیِّ وَ العَرشِ  وَ بِحَقِّ فَسَیَکفیکَهُمُ اللهُ وَهُوَ السَّمیعُ
 
العَلیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُعاءِ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذی  شَرّ وَ مِنْ شَرِّ طارقِ اللَّیل وَ
 
النَّهارِ وَ مِنْ شَرِّ والِدٍ وَ ما وَلَدَ وَ مِنْ شَرِّ ما یَلِجُ فِی الاَرْضِ وَ ما یخْرُجُ مِنْهُما وَ هُوَ تاغَفورُ
 
الرَّحیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُّعاءِ مِنْ شَرِّ الاَعداءِ وَ مِنْ  شَرِّ جَمیعِ المِحْنَةِ وَالدّاءِ
 
وَمِنْ شَرِّ النَّفاثاتِ فِی العُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ یا رَبِّ بعزَّتکَ  یا عَزیزُ وَ القَهرُ
 
بِلُطفِکَ وَالرَّحمَة رَحمَتُکَ یا واهِبَ العَطایا یا دافِعَ الْبلایا یا غافِرَ الخَطایا یا  ستّارُ العُیوب یا
 
نورَالغُیوب یا نورَالقلوب یا حَبیبَ القلوب یا قاضیَ الْحاجات یا رَحمنَ الدُّنیا  وَالاخِرة یا ارحَمَ
 
الرّاحِمین بِحَقِّ الیَ الله تَصیرُ الاُمورُ اللهُمَ اِنّی اَستَودِعُکَ نَفسی وَ روحی وَ  مالی
 
وَاولادی وَ جَمیعَ ما اَنعَمتَ عَلَیَّ فی الدُّنیا وَالاخرة اِنَّهُ لا یُضیعُ صَنایِعُکَ یَصونُکَ وَ
 
مَحفوظُکَ وَ مامولُکَ لا یُجیرُنی اَحَدٌ مِنکَ وَ لَن اَجِدُ مِن دونِهِ مُلتَحَداً اللّهمَّ رَبَّنا آتِنا فی
 
  الدُّنیا حَسَنَة وَفی الاخِرةِ حَسَنَة وَقِنا عَذابَ النّار وَ عذابَ القَبر وَ صَلَّی اللهُ عَلیٰ مُحَمَّدِ
 
وَ الِهِ اَجْمَعینَ الطّاهِرینَ وَ الاَ ئِمَة المَعْصُومینَ وَ سَلَّم تسْلیماً کثیراً کثیراً
  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٠
تگ ها :

فقط خدا

آتشی که نمى سوزاند
" ابراهیم " را
و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
... تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیـا هـنـوز هـم نـیـامـوخـتـی ؟!
کـه اگـر هـمـه ی عـالـم
قـصـد ضـرر رسـانـدن بـه تـو را داشـتـه بـاشـنـد
و خـــدا نخـواـهد ، " نــمــی تــوانــنــد "

پـس

به " تـدبـیـرش " اعتماد کن
به " حـکـمـتـش " دل بسپار
به او " تـوکـل " کن
و به سمت او " قــدمــی بـردار "

تا ده قـدم
آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی . . .
  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٠
تگ ها :

مرا به یاد می آوری ؟

سوگند به روز، وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد
که من نه تو را رها کرده‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1-2)
افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس30)
و هر پیامی از پیام هایم که به تو رسید و از آن روی گردانیدی. (انعام 4)
و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87)
و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24)
و این در حالی بود که حتی مگسی... را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73)
پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرو رفتند و تمام موجودیتت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی.(احزاب 10)
تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118)
وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با
من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت
شریک کردی. (انعام 63-64)
این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی
گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هر وقت سختی به تو رسید
از من ناامید شده‌ای. (اسرا 83)
آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت را؟ (سوره شرح 2-3)
غیر از من خدایی هست که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)
پس کجا می روی؟ (تکویر26)
پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)
چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که میبینی خودت را بگیری؟(انفطار 6)
 
من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنند
و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها
بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این
در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، نا امیدی تو را پوشانده بود (روم 48)
من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و
در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم
و روزبعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم
بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60)
من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم (قریش 3)
برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم (فجر 28-29)
تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده54 )
  
نویسنده : آرام ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٠
تگ ها :



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.