چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

تولد
نظرات ()

امسال اولین سالیه که سالروز تولدم یه فرشته دوست داشتنی تو دلم جا خوش کرده و همین الان که من دارم مینویسم داره سکسکه میکنه..الهی فداش بشم چقدر دلم میخواد بغلش کنم ..بوسش کنم..نوازشش کنم، بهش بگم مامانی میدونی من چند ساله منتظرتم؟ میدونی هیچ سالی به اندازه امسال که تو در وجودمی سالگرد تولدم شاد نبودم؟ میدونی تمام این سالها زندگی برام جز غم و اشک چیزی نبود؟

دخترکم 30 سال گذشت از روزی که مادرم منو با درد و رنج بسیار به دنیا آورد...بله امروز وارد دهه چهارم زندگیم شدم عزیزم..خدارو هزار بار شکر میکنم به خاطر تمام بلاهایی که تو این سالها ازم دور کرد..شکر میکنم به خاطر تمام نعمت هایی که بهم داده ..خدا رو شکر میکنم به خاطر همه چیز و همه افراد مهربونی که دورو برم هستن..

دختر نازم امسال بابایی هم خیلی خوشحاله..با چه ذوق و شوقی در حال آماده کردنه خونه است برای آمدن تو..پس خواهش میکنم ازت صحیح و سالم بیا و هیچ وقت تنهامون نزار..هیچ وقت...

راستی بابایی برا تولدم دو تا دستبند ناز خریده..خیلی کم پیش میاد که سوپرایزم کنه..دستش درد نکنه ..

امروزم به امید خدا 32 هفته بارداریم تمام میشه امیدوارم حسابی تپلی شده باشی نازنینم




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/۱٦
زمان : ۳:۳٢ ‎ب.ظ
هفته 32..خدایا شکرت
نظرات ()

خداروشکر..از اول بارداریم همش میگفتم یعنی ممکنه هفته های 30 و بالاتر رو ببینم؟ اما الان تو هفته 32 هستم به لطف خدا..

روزهای سخت و شیرینی رو میگذرونم و همچنان منزل پدری و در استراحت مطلقم..وای وقتی یادم میفته هنوز هیچ کاری نکردم..هنوز سیسمونی نچیدم استرس میگیرم..این روزهام اینقدر کمر درد و پشت درد دارم که چسبیدم به تخت و اصلا نمیتونم از جام بلند شم یه سر برم خونه کارام رو بکنم...راستش هنوزم میترسم برم خونه خودم..بنده خدا مامانم واقعا شرمندشم تو این چند ماه خیلی بهش زحمت دادم..کاش بتونم یه ذره از زحماتش رو جبران کنم...

برام دعا کنین این هفته های باقی مانده هم بخیر بگذره و دخترم سر وقت و سالم به دنیا بیاد...

 

خدایا هزاران مرتبه شکرت...




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/۱٢
زمان : ۸:۳۸ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.