چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

ویزیت دکتر(هفته 19)
نظرات ()

سلاممممم

از روزی که سرکلاژ کردم یک ماهی شد که از خونه بیرون نرفته بودم گرچه که من از اتاقم حتی بیرون نمیرم چه برسه به خونهگریه

لحظه شماری میکردم که نوبت دکترم برسه تا به این بهانه از خونه برم بیرون و یه هوایی عوض کنم..

بالاخره اون روز رسید..صبح رفتم دسشویی و یه اتفاقاتی افتاد که بهتره اینجا ننویسم فقط اینو بدونین که تا یعد از ظهر که برم دکتر اینقدر گریه کردم و مامانم و شوهرم رو حرص دادم که خدا میدونهناراحتدل شکسته 

بالاخره نوبتم شد و رفتم داخل در حالی که قلبم تو دهنم بود ..دکتر سونو کرد و گفت همه چیز خوبه ولی باید هنوز به استراحتت ادامه بدی..پرنسس کوچولوم رو هم دیدم دستاش رو آورده بود بالا سرش و شیطونی میکرد..قربونش برم ..صدای قلبشم رو شنیدم و اون موقع برای همه دوستای منتظرم دعا کردم..خدا قسمت همه بکنه قلب

من هنوز نمیتونم تکونای دخملی رو واضح احساس کنم  فقط بعضی وقتا که سرفه یا عطسه میکنم یه ضریه های کوچولو متوجه میشم قلب

راستی دکتر برام سونوی سلامت جنین نوشته که حدود سه هفته دیگه باید انجام بدم...

امروزم به حول و قوه ی الهی و یاری امام زمان 19 هفته ام تمام میشه و از فردا وارد نیمه ی دوم حاملگیم میشم...

خدای عزیزم دخترم رو به خودت میسپارم..در پناه خودت حفظش کن




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٢/٩/۱٥
زمان : ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.