چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

خدایا باز هم تو را شکر
نظرات ()

سلام عزیزکم

خدارو شکر بعد از مدتها ،یه خبر خوشحال کننده شنیدیم و اونم زیاد شدن تحرک اسپرم بابایی بود..

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

البته همچینم زیادنشده ها..ولی خوب واسه ما خیلی خوبه ..خیلی امیدوار کننده است..

پریروز من و باباییت رفتیم دکتر ثابتیان تا جواب ازمایش هارو ببینه..آخیییییییی چقدر مهربونه و به آدم روحیه میده ..خیلی دوستش دارم ..گفت ایشالا از این بهترم میشه...کلی باباییت باهاش حال کرد..

ولی وقتی منو معاینه کرد گفت یه زخم بزرگ داریگریه..باید بیای فریز کنی..ای خداااااا خیلی میترسم

راستی یادم رفت بگم پریروز مامان جون بابا جونت از مکه اومدن ..الهی قربونشون برم ..کلی سوغاتی خوشگل واسمون آوردن ..دستشون درد نکنه ولی واسه تو هیچی نیاوردن ...مامانم میگه بذار نی نیت بیاد بهترین چیزارو واسش میخرم..نی نی بد چرا نمیای پس؟گریههمه منتظرتن مخصوصا مامان بابام ماچ

 




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٠/۳/٩
زمان : ٩:٤٦ ‎ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.