چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

تکه ای از بهشت
نظرات ()

سلام عزیزکم من برگشتم ..رفته بودم سفر..سفری به بهشت..مهمان امام حسین بودم..خودشون دعوتم کرده بودن..وای که چه پذیرایی مفصلی ..چه میهمانی شاهانه ای..یعنی یک هفته تو رویا بودم..باورم نمیشد..هنوزم باورم نمیشه..

بهترین روز عمرم..سحر 13 رجب..بعد از نماز صبح ..بین الحرمین..بین الحرمین..چه زیبا پرنده های عاشق از حرم ابالفضل به حرم امام حسین پرواز میکردن یه ذره رو گنبد امام حسین مینشستند و جیک جیک میکردند و دوباره به سوی گنبد طلایی عمویم عباس پر میکشیدند ..نمیدونم این کارشون تا کی ادامه داشت ..آخه میدونی روز عید بود روز تولد امام علی بود پرنده ها اومده بودند از فرزندان امام عیدیشونو بگیرن..

آه خدا دل من موند بین الحرمین ..

عزیزکم میدونم دل تو هم کربلا میخواد..نذر کردم تا اومدی به این دنیا ببرمت اونجا..میخوام از همون اول کربلاییت کنم..

 




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٠/۳/٢٩
زمان : ٦:٠۳ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.