چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

خدایا به امید تو
نظرات ()

بالاخره دیروز رفتیم تجریش و دارالشفای قائم رو پیدا کردیم ..یه خونه کوچیک بود نمیدونم چرا تو اون محله یه حس عجیب داشتم..روی در دارالشفا ساعات کاری رو نوشته بود..دوشنبه و 5 شنبه برای تعیین وقت و یکشنبه و چهارشنبه صبح ها برای بیماریها و عصرها مشکلات نازایی و مالی و کاری...................................................

می دونی دیگه تصمیم گرفتیم بریم خدمت حاج اقا قنبری تا واسمون دعا کنه..میگم اگر خدا صلاح دونست و ما بچه دار شدیم که خوب به حاجتمون رسیدیم و اگرم خدا صلاح ندونست بازم خدارو شکر میکنیم که این اقا رو از نزدیک ملاقات کردیم ..

تا دوشنبه که باید زنگ بزنیم واسه وقت گرفتن دل تو دلم نیست آخه میترسم حاج اقا دست رد به سینمون بزنه ..آخه شنیدم به کسایی که عمل کردن وقت ملاقات نمیدهناراحت

میخوام حتی اگر واسه این موضوع بهمون وقت نداد التماسش کنیم که اجازه بده بریم دیدنشناراحت

خدایا راضیم به رضای تو..اگر گره کار ما رو به واسطه دعای این آقا باز میکنی پس کاری کن ما رو بپذیره




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٠/٤/۱۸
زمان : ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.