چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

گونال اف عزیز
نظرات ()

دیروز دوباره رفتم پارسیان ..وای که چقدر آدم علاف میشه تو این بیمارستان..ساعت 11 رفتم تا 2 کارم تمام شد ..بعد از اینکه دکتر سونو کرد برام 8 عدد آمپول گونال اف واسه 4 روز تجویز کرد یعنی روزی 2 تا ..تازه گفت دور ناف بزنم ..بلاخره تونستم آمپول هارو از یه داروخانه پیدا کنم دونه ای 20 هزار تومان ناقابل..و بردم همون موقع درمانگاه ضرابخانه واسم تزریق کنه..گفت ما دور ناف نمیزنیم منم گفتم به درک بزن به بازوم..تازه قبلش طفلک مامانم اون یکی آمپول رو تو خونه زده بود بهم ..به مامانم نگفتم دکتر بهم آمپولای جدید داده آخه بنده خدا خیلی غصه میخوره ): از دیروز تعداد آمپولهام شد روزی 3 عدد..خدا بده برکت

دیروز تو بیمارستان با چند نفر آشنا شدم که همشون یه بار میکرو کرده بودن و جواب نگرفته بودن و اومده بودن از جنین های فریز شدشون استفاده کنن ..خیلی غصه خوردم و ناراحت شدم..تا شب حالم خراب بود و تو فکر بودم که آیا مال من چی میشه؟ ولی وقتی به این فکر کردم که تا خدا نخواد برگی از شاخه درخت نمی افته کمی از نگرانی هام کم شد و باز هم مثل همیشه توکل کردم به خدا




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳۸٩/٧/۸
زمان : ٧:۳٩ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.