چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

باران
نظرات ()

بعد از چند روز بارانی بالاخره امروز خورشید خانوم عزیز از پشت ابرها اومدن بیرون...با اینکه هوای بارونی رو خیلی دوست دارم ولی دیگه تو این مدت دپرس شده بودم...الان میفهمم که نور آفتاب بهم انرژی میده ....

امروز صبح که برا نماز بلند شدم حالم خیلی بد بود به خاطر غذای چرب دیشب..به خاطر همین نرفتم دانشگاه و موندم تو خونه ولی الان عذاب وجدان گرفتم ):

اینم یه شعر زیبا در مورد باران:

باز باران بی ترانه
باز باران ، با تمام بی کسی های شبانه می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم ....
باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده
نمی دانم ...
نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست ؟؟؟
نمی فهمم ،چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزید
کجای ذلتش زیباست؟؟؟
نمی فهمم...
کجای اشک یک بابا که به زور چکمه های باران به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام می گرید
عاشقانه است؟
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ؟؟؟؟

 




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٠/۸/٩
زمان : ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.