چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

فکر نبودن تو دنیامو می سوزونه...
نظرات ()

داشتم فکر میکردم چیزی به شروع سال جدید نمونده و باز هزاران غم اومد سراغم..من از عید متنفرم از یلدا متنفرم از هر شادی بدون تو متنفرم..عید من اون روزیه که تورو داشته باشم..چرا همش تظاهر؟؟؟؟؟ چرا باید روی لبم خنده دروغی باشه..من از فیلم بازی کردن متنفرم ..من از خودم هم متنفرم..

خدا جونم من بدم ..میدونم..من لیاقت مادر شدن ندارم..باشه..ولی مامانم از بس غصه منو میخوره مریض شده..خدا جونم میدونم که مادرم چقدر معصوم و پاکه ..میشه به خاطر پاکیه اون نگام کنی؟؟؟

جواب آزمایشاتمون رو بردیم دکتر پاکروش..دید و گفت باید آی وی اف کنی..حرفی که بار هزارم بود میشنیدم...از اون روز کارم شده گریه..گریه و گریه و گریه....

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  میدونم چرا داری این کارو با من میکنی..میدونم

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دستم به دامنت...رهام نکن




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٥
زمان : ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.