چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

انتظار 1
نظرات ()

سلام عزیزکم

امروز آخرین روزیه که آمپول داشتم...شنبه رفتم دکتر و گفت همه چیزت خوبه و فقط سایز فولیکولهات باید بزرگتر بشه یعنی سایزشون 14-15 بود که باید بشه 18 به خاطر همین 12 تای دیگه گونال داد یعنی روزی 3تا..این دوره به خاطر تو 40 تا گونال زدم...پدرم در اومد..ولی به خاطر اومدن تو هر کاری میکنم...جمعه 8 صبح وقت پانکچر دارم..فردا هم یک ازمایش خون باید بدم واسه اینکه دکتر گفت بفهمیم میتونیم تو این سیکل انتقال بدیم یا نه...امیدوارم که جوابش خوب باشه و تو همین دوره انتقال بدن

چند شب پیش خوابتو دیدم مامانی..با هم تو صحن امام رضا بودیم و تو همش شیطونی میکردی منم بغلت کردم و چسبوندمت به خودم ..نمیدونی چه حس خوبی بود...رفته بودم مشهد تا از امام رضا تشکر کنم به خاطر اینکه تورو به من دادن.....

بی صیبرانه منتظر اومدنت هستم عزیزم




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٩
زمان : ٦:٠٦ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.