چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

انتظار شیرین 4
نظرات ()

سلام..من دوباره با کلی تاخیر اومدم..این چند هفته حالم خیلی بد بود و همش تهوع داشتم و حال و حوصله هیچ کاری رو نداشتم.......اول از همه بگم که 30 اردیبهشت برای اولین بار رفتم سونو وقتی دکتر داشت سونو میکرد قلبم تو حلقم بود و داشتم از نگرانی خفه میشدم ولی یه دفعه گفت دو قلو هستند.........وای خدای مهربونم از خوشحالی اشک از چشمام میومد و همین طور بهتم زده بود ....قلبشونم خدارو شکر میزد...دیگه خدا برام سنگ تموم گذاشت...نمیدونم با چه زبونی ازش تشکرر کنم...دوباره این هفته 4شنبه یعنی 24 خرداد باید برم سونوگرافی ..بی صبرانه منتظرم که خبر سلامتیشونو دوباره بشنوم..نمیدونین چه حسی داره وقتی به این فکر میکنم که دوتا قلب کوچولو تو وجود من در حال تپیدنن...خدا این حس قشنگو به همه منتظرا بده

برای شما جوجوهام:

سلام عزیزای دلم..نمیدونین تو این مدت چقدر بهتون وابسته شدم...چقدر عاشقتون شدم..هر شب خوابتون رو میبینم ...الان که دارم مینویسم 9 هفته و 3 روزمه یعنی تو هفته 10 هستم...وای چجوری 30 هفته دیگه رو تحمل کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چقدر دلم میخواد زودتر بغلتون کنم ..توروخدا تا آخرش باهام بمونین..نمیدونین مامانی چقدر استرس داره که خدای نکرده بلایی سرتون بیاد.......وای که چقدر دلتنگتونمممممممممم...محکم بچسبین به دل مامان ....




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩۱/۳/٢٠
زمان : ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.