چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

تنهایی
نظرات ()

تنها نشسته ام ...ناگاه چشمانم تار ... تار ...

 می شوند ... 

 احساس می کنم که چیزی بر روی گونه ام می غلتد !

 ... دست بر گونه ام می کشم ...

مثل همیشه...

اشک هایم بی اختیار جاری ست

  ... با پشت دستم اشکها را پاک می کنم ...

 باز هم احساس می کنم

که چیزی بر گونه ام می غلتد !

 ...باز دست بر روی گونه ام می کشم !

  ... باز هم اشک بود ! ...

 خدای من !

... چرا بی اختیار ؟ !

 ... چرا بی هیچ مقدمه ای ؟ !

... این اشک ها جاری ست ؟ ! ... 




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳٩۱/٩/۱٥
زمان : ۳:٥٧ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.