چشم های من خسته است.. گاهی اشک گاهی انتظار.. این سهم چشمهای من است.. در امتداد نگاه تو

روزهای پس از انتقال
نظرات ()

سلام

امروز ۴ شنبه است..دقیقا هفته پیش در این روز ساعت ٢ بعد از ظهر واسم دو تا جنین تپل مپل انتقال دادن و مستقیم از بیمارستان به خونه مامانم اومدم ..وای چقدر زود گذشت..تو این روزا همش خوردم و خوابیدم و از مامانم شرمنده ..فقطم یک روز مادر شوهرم اومد دیدنم حتی یک بارم زنگ نزد به خود من که حالمو بپرسه..بی خیال..نمی خوام غصه بخورم من همه دل شکستنامو میسپارم دست خدا که خودش تلافی کنه..

شب اول انتقال از درد کمر و پهلو تا صبح بیدار بودم تا ٣ روز حالم بد بود ولی بعدش بهتر شدم و این روزا فقط گاهی زیر دلم درد می گیره

هفته دیگه این موقع جئابش معلوم میشه که باردارم یا نه..

توکل به خدا 




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آرام
تاریخ : ۱۳۸٩/٧/٢۸
زمان : ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.