روزهای آخر انتظار

دیروز بعد از تقریبا 7 ماه برگشتم خونه خودم..حس عجیبی دارم بین ناراحتی و خوشحالی..ناراحت از اینکه به خونه مادری عادت کرده بودم و دل کندن سخت بود..خوشحال از اینکه روزهای سخت رو به سلامتی طی کردم و بالاخره برگشتم خونه تا منتظر باشم روی ماه دخمل گلم رو ببینم..واقعا باورم نمیشه که به اینجا رسیدم..شاید هفته دیگه چنین روزی فرشته نازم زمینی شده باشه..وقتی به گذشته فکر میکنم و به روزهای سخت انتظار،حالم دگرگون میشه...

یعنی واقعا منی که از مادر شدن نا امید بودم و به رحم اجاره ای و فرزند خوانده فکر میکردم تا هفته دیگه مادر میشم؟ نمیدونم چه حالی دارم انگار خوابم ، باورم نمیشه، ولی نه، مگه من به رحمت خدا ایمان نداشتم؟ مگه تو اوج نا امیدی ،تو اوج ناراحتی، یه صدایی تو گوشم مدام نمیگفت "ان مع العسر یسرا" ؟  چرا خوب یادمه..اون آرامشی که بعد از هق هق گریه تو سجاده نماز میومد سراغمرو خوب یادمه..اون نور امیدی که تو دلم بود و بهم میگفت صبر داشته باش رو یادمه..

هفته دیگه معجزه زندگی من پا به این دنیا میزاره..تا به همه ثابت کنه بدون اراده الهی برگی از درخت نمیفته..

خدایا در مقابل عظمت تو، من هیچم، من بنده ای رو سیاه و گناهکارم که تو دستم رو گرفتی و منو لایق مادر شدن دونستی..خدای مهربونم باز هم کمکم کن تا بتونم دخترم رو در مسیر خودت تربیت کنم..کمکم کن تا دخترم باقیات صالحاتی باشه برای من و همسرم

دوستان عزیزم شاید این آخرین پستم قبل زایمانم باشه..برام دعا کنین زایمان راحتی داشته باشم و دخترم صحیح و سالم به دنیا بیاد

ممنونم از همتون

/ 26 نظر / 103 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

آرام جون از الان چشمت روشن عزیزم. این راه سخت و به سلامت و صبر طی کردی. آفرین به تو و دخترت. دست مادرت درد نکنه که این مدت اینهمه زحمت کشید. انشااله زایمانت هم راحت باشه و بهار عزیز و به سلامت بغل بگیری

فم فم (مامان محمد طاها)

آرام عزیزم لحظه ای که بهارت رو برای اولین بار در آغوش میگیری نابترین لحظه است حس می کنی داری خدا را با تمام وجودت لمس می کنی توی نابترین لحظه ات التماس دعا دارم . پیشاپیش قدم نورسیده ات هم مبارک [گل]

لیلا

نازنینم ....آرام عزیزم ....نمیدونم چطور بهت بگم که انگار فرشته من داره زمینی میشه ... برای منم دیدن روی ماه دخترت رویایی شده ...خدا رو هزاران بار شکر ....الهی شکر که قراره انشالله یه دختر ناز و صحیح و سلامت رو هفته دیگه اینجا ببینم ...شکر خدا ...پیشاپیش مبااارکه و قدمش مبارک ....التماس دعا دارم تو اون لحظه قشنگ که از ارامش تو و صبر خودش نصیب ما هم بکنه و ما رو به پذیرفتن صلاحمون یاری بده ....قربونت برممممم [قلب][ماچ][ماچ] راستی مامانی گل و نمونه پیشاپیش روزت مبااااااااارک [گل][گل][گل]

زهرا

سلام خواهر خوبم، مدتها که به وبلاگ سر میزنم. سرگذشتت رو خوندم.از دل نوشته هات و راز و نیاز هات درس گرفتم.سوره انشقاق براى راحتی زایما ن سفارش شده. موقع دردها ازایمان برامون دعا کن. منتظر خواندن خاطرات بی خوابی وبچه دارت هستم.

زهرا مامان ماهان

سلام. ارام جان عزیزم کاش زودتر به من خبر بدی و خیالم رو راحت کنی. عکس دخترت رو بگذاری.شنیدم اخر فروردین زایمانته.ولی نمیدونم زایمان کردی یا نه.پیامم هم جواب ندادی. خانمی خودت و دخترت سالم باشید. قدمش براتون مبارک باشه. خیلی برای تو و همسرت خوشحالم.خدا رو شکر

مریم از مشهد

سلام عزیزم چقدر واست خوشحالم الهی بسلامتی زایمان کنی و بچه ات رو تو بغلت بگیری [گل] و من ماه دیگه سومین انتقال جنینمه واسم دعا کن این روزهای منم زود بگذره راستی میشه ی عکس از سیسمونی ات بزاری

نیلوفر

آرام جون بهار خانوم دنیا اومد؟؟؟ زودتر بیا یه خبری از خودت بده عزیزم

زهرا

عزيزم منتظريم بياي پست بدنيا اومدن بهارتو بذاري انشاءالله كه صحيح و سالم بدنيا اومده و الان تو بغلته

مریم

سلام آرام جونم امیدوارم به سلامتی و صحت هم خودت هم بهار کوچولو و هزاران بار شکر خدا که به این مرحله رسیدی زود بیا خبردارمون کن . امروز خیلی دلم گرفته بود و گریه کردم که خدایا چرامن رو لایق مادر شدن نمیدونی بعدش اومدم به وبلاگت سر زدم و حرفایی که زدی به دلم خیلی نشست و اشکم رو در آورد . امیدوارم که نی نی ات به سلامتی بدنیا بیاد ما رو هم دعا کن عزیزم

ك‍ژال

سلام آرام جون . سال نوت مبارك و اميدوارم كه امسال در كنار دخترت بهار سال خيلي خوبيرو داشته باشي . نميدونم الان كه دارم اين پستو برات مينويسم بهار جون زميني شده يا نه ولي اميدوارم كه زايمان خيلي خوب و راحتيرو داشته باشي . منتظر عكساي بهاااااااااااار هستيم . واي بهار در بهار